بالاخره تونستم بیام..
این روزا سرم خعلی شلوغه...
دیروز تو مدرسه تو کلاس هشتم معلم بودم.
یه معلمه رسمی
تفکر درس دادم پرسیدم حضور غیاب کردم
اخه طرح مدام شورای دانش اموزی بود...
عالی بود
پ.ن:ححالم یکم بده ویکم خوب دل شوره ولم نمی کنه..از خدا میخام ارامش رو بهم برگردونه...احتمالا جمعه هفته دیگه بریم تهران عقد پسر عمه ام....عید هم انشا الله میریم کربلا....
خاطرات فاطیما...
ما را در سایت خاطرات فاطیما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 42